اصول گفتاری‌نویسی

در این درس کامل یاد می‌گیری چطور گفتاری بنویسی.
لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری‌‌ات شو

دیدگاه‌ها

برای نوشتن دیدگاه لطفاً وارد حساب کاربری‌ات شو.
با تشکر از زحمات شما بابت تهیه این مطلب مفصل.
بنده به صورت ناخودآگاه بیشتر این موارد را رعایت میکردم. البته با بسیاری از شیوه های توصیه شده موافق نیستم و برای هر کدام هم دلایلی دارم. میخواستم دانه دانه بنویسم و توضیح بدهم، اما دیدم حجم مطالب بسیار زیاد است و کار از دست خارج میشود. با این وجود ذکر چند نکته نکته حائز اهمیت است؛
اول: خواهی نخواهی گفتاری نویسی با گویش تهرانی در هم آمیخته شده است (برای مثال فعل «وایستادن» به جای ایستادن در این مطلب یک فعل کاملاً تهرانی است و برای من تهرانی کاملاً عادی است، اما برای یک اصفهانی و یا قزوینی اصلاً مأنوس نیست!).
دوم: ساختار گفتاری نویسی باید به نحوی باشد که همانطور که همین مطلب هم بیان میکند، حافظه تصویری ما را به هم نریزد. ترکیب هایی مانند «چه‌شه» برای این حافظه مذکور بسیار مخرب است.
سوم: گفتاری نویسی باید ماهیت فعل را حفظ کند. در ماضی نقلی استفاده از «خوردم» اساساً غلط و اشتباه است. حتماً بایستی «خورده‌ام» نوشته شود، وگرنه زمان فعل از ریشه تغییر میکند.
چهارم: گفتاری نویسی نباید ترکیبات نامأنوس و بی معنا بسازد. برای مثال حروفی که در آخر ترکیباتی چون چه‌م، چه‌ت، چه‌ش به کار رفته، اساساً یک کاربرد بی معنا و بدیع در فارسی است و خوانش آن برای خواننده دشوار و گیج کننده میشود، و حتی ممکن است سکته خوانشی به وجود بیاورد. به درستی میتوان آنها را به این صورت نوشت: چه‌ام، چه‌ات، چه‌اش.
پنجم: اولویت در گفتاری نویسی، همان «گفتاری نویسی» است، و نه «شکسته نویسی»! متن هم در جایی به این امر اشاره کرده، اما باز میل به شکسته نویسی در مثال های آن موج میزند. ملاک گفتاری نویسی دستور زبان است، نه صورت زبان.
ششم: گاهاً در خود این متن نایکدستی هایی دیده میشود که این شیوه نامه را نقض میکند. مثلاً متن پیشنهاد میکند بنویسیم «واسه‌م، واسه‌ت، واسه‌ش»، اما برای بودن پیشنهاد میکند بنویسیم «خونه‌ام»، در حالی که طبق خود این شیوه نامه، بودن نیز باید به صورت «خونه‌م» نوشته شود. آن «ا» در تمام حالات مانند یک قاعده صدق میکند.
هفتم: در آخرین خط، طرز نگارش پیشنهاد شده (گر‌به‌هه، بچه‌هه) صحیح نیست و تکرار زائد دارد. سه بار حرف «ه» پشت سر هم تکرار میشود و اگر آن را همانطور که نوشته شده بخواهیم به هه هه کردن می افتیم. تنها نوشتن گربهه، بچهه، حق مطلب را ادا میکند و با گفتار آن نیز همخوانی دارد.
هشتم: در شماره 9، استثناء درج شده جایز نیست. به جای کسایی میتوان گفت کسانی، و به جای مامان اینا، دقیقاً مطابق همین شیوه نامه، درست است که بگوییم مامان اینها.

چند نکته ای هم در مورد ایرادات خود متن عرض کنم:
اول: ترکیب نیم جدا اولین بار است که در تمام طول این دوره مورد استفاده قرار گرفته و گمان میبرم جایگزین «نیم فاصله» است. بهتر است برای حفظ اصل یکدستی، نیم جدا به نیم فاصله تغییر پیدا کند.
دوم: در یکی از جدول ها، «سالم و شکسته» که تیتر جدول است، در یکی از ستون ها هم عیناً با حفظ همان بولدی متن تکرار شده که به نظر خطاست و شایسته اصلاح است.
سوم: در مورد بخش ابتدایی متن که گفته شده «هنوز دستورخط مشخص و واحدی ندارد.»، شاید در زمان نگارش متن هنوز وجود نداشت، اما در حال حاضر خیلی وقت است که فرهنگستان شیوه نامه ای منتشر کرده، که البته چندان بر سر آن توافقی نیست. اما به هر حال یک مرجع همگانی برای گفتاری نویسی در دست داریم.

در کل میتوان گفت با اینکه احتمالاً عده ای نیز با شیوه نگارشی بنده موافق نباشند، و همچنان این گفتمان و صحبت ها بر سر نحوه گفتاری نویسی در جریان باقی بماند، اما میتوان این صحبت ها را به فال نیک گرفت و منتظر شد که پس از چندین سال، نتیجه این گفت و گوها و گفتمان های ویراستاری، در نهایت به یک شیوه نامه نهایی بدل شود که مورد پذیرش اکثریت، و حتی شاید همگان، قرار بگیرد.

ممنونم خیلی کاربردی بود.

نکته بفرمایید جالب بود.